داستان


ادامه نوشته

حدود 20 تا داستان قشنگ.حتماببینید!

آقای دکتر بره ی ناقلاو......

ادامه نوشته

سال نو در کشورهای دیگر


ادامه نوشته

حکایات

13حکایت زیبا با ترجمه فارسی

حکایت ۱

قالَ الطِّفلُ لِوالِدِهِ متعجِّباً: « عجباً مِن والِدِ صديقي! »

كَمْ‌ هو بخيل!؟ أقامَ الدُّنيا عِندَما اِبتَلَعَ صَديقى درهماً.»

كودك با تعجّب به پدرش گفت: از پدر دوستم تعجّب مي كنم.

چقدر خسيس است!؟ دنيا را به هم ريخت وقتي دوستم يك سكّه يك درهمي بلعيد.»

حکایت ۲

قالَت الوالدةُ‌ لِطَفلَتِها:

« اِذهَبـى إلي ساحةِ المنزل و ﭐنْظُرى هل السَّماءُ صافيةٌ أم غائمةٌ؟

ذَهَبَت الطفلةُ ثُمَّ رَجَعَت و قالَتْ:

« آسفة يا والدتى، لِأنَّنـى ما قَدَرْتُ أنْ أنظُرَ إلي السَّماءِ؛ لِأنَّ المَطَرَ كانَ شديداً.»

مادر به دختر كوچكش گفت:

« به حياط خانه برو و ببين آسمان صاف است يا ابري؟

كودك رفت ، سپس برگشت و گفت:

«متأسفم مادر، چون من نتوانستم به آسمان نگاه كنم.آخر باران شديد بود».

حکایت ۳

قالَ الطَّبيبُ لِلمريض:

« يَجِبُ عَلَيكَ أنْ تأكُلَ الفاكِهَةِ بِقِشرِها. لِأنَّ قِشرَ الفاكهة مفيدٌ.»

قال المريض: « حَسَناً ، سَأفعَلُ ذلك.»

سَألَ الطبيبُ: <و الآن. قُلْ لـﻰ أﻯَّ فاكهـﺔٍ تُحِبُّ ؟>

فأجابَ المريض:< الموز و الرَّقّـﻰ.>

پزشك به بيمار گفت:

< بايد ميوه را با پوستش بخوري. چون پوست ميوه مفيد است.>

مريض گفت: <بسيار خوب، اين كار را انجام خواهم داد.>

پزشك سؤال كرد: « حالا به من بگو چه ميوه اي دوست داري؟»

مريض جواب داد: « موز و هندوانه»

حکایت ۴

المعلِّم: ما هوَ جمعُ « الشَّجَرَة».؟

التلميذ: « الغابة» يا استاذ.

معلّم : جمع درخت چه مي شود؟

دانش آموز: جنگل، استاد.

حکایت ۵

قالَ السَّجانُ لِلمُجرمِ الّذى كانَ قَد دَخَلَ السِّجْنَ جديداً:

« هذا السِّجنُ،‌سِجْنٌ مثالـىٌّ. نحن نَستَخدِمُ السُّجَناءَ فِى نَفْسِ الشُّغلِ الّذى كانوا مشغولينَ بِهِ قَبلَ دُخولِهِم فِى السِّجْنِ، ماذا كانتَ مِهْنَتُكَ فِى الماضى؟»

أجابَ السَّجينُ بِتَبَسُّمٍ:

« كُنتُ حارساً جَنبَ مَدْخَلِ بِناءٍ.»

زندانبان به جنايتكاري كه به تازگي وارد زندان شده بود گفت:

« اين زندان، يك زندان نمونه است. ما زندانيان را در همان شغلي به كار مي گيريم كه قبل از ورودشان به زندان به آن مشغول بودند. شغل تو در گذشته چه بوده؟»

زنداني با لبخند جواب داد:

« نگهبانِ درِ وروديِ يك ساختمان بودم.»

حکایت۶

تَعِبَت الاُمُّ مِن أعمالِ المنزل. فَذَهَبَتْ إلي غُرفَتِها لِلاستراحة.

فَجأةً صاحَ ولدُهُ:

«ماما، اُريدُ كَأساً مِنَ الماءِ البارِد.»

قالتَ الأمُّ : «أنا تَعِبَةٌ. اِذْهَبْ و ﭐشرَب الماء بِنَفسِكَ.»

صاحَ الوَلَدُ مَرَّةً اُخرَي: « اُريدُ الماءَ.»

فَقالَت الاُمُّ: « اِشْرَبْ بِنَفْسِك و إلّا أضرِبُكَ.»

بَعدَ قليلٍ قال الوَلَد: « ماما، عِندَما جِئتِ لِضَربـى؛ اُحْضُرى كَأساً مِنَ الماءِ البارد.»

مادر از كارهاي خانه خسته شد.

پس براي استراحت به اتاقش رفت.

ناگهان پسرش فرياد زد: «مامان،‌ يك ليوان آب سرد مي خواهم.»

مادر گفت:‌من خسته ام. برو خودت آب بنوش.»

پسر بار ديگر فرياد زد: «آب مي خواهم.»

مادر گفت: « خودت آب بنوش و گرنه تو را مي زنم.»

بعد از مدّت كمي پسر گفت: « مامان، وقتي براي زدنم آمدي، يك ليوان آب سرد هم بياور.»

حکایت ۷

قالَت الزوجةُ لِلطَّبيب: « زَوجى يَتَكَلَّمُ و هوَ نائمٌ فـى اللَّيل. ماذا أفعَلُ ؟

أجابَ الطَّبيبُ: «أعْطيهِ فُرصةً لِيَتَكَلَّمَ فـى‌النَّهار.»

زن به پزشك گفت: « همسرم شب در حالي كه خواب است حرف مي زند. چه كار كنم؟

پزشك جواب داد: « به او فرصتي بده تا در روز حرف بزند.»

حکایت ۸

قالَت الوالِدةُ لِابنهِا: « إذا تَضرِبُ القِطَّةَ؛ سَأضرِبُكَ و إذا تَجُرُّ اُذُنَها؛ أجُرُّ اُذُنَكَ.»

فَقالَ الابنُ: « و إذا أجُرُّ ذَيلَها؛ ماذا تَفعَلينَ؟.

مادر به پسرش گفت: « اگر (هر گاه) گربه را بزني؛ تو را خواهم زد و اگر گوشش را بكشي؛ گوشَت را مي كشم.»

پسر گفت: « و اگر دمش را بكشم؛ چه كار مي كني؟»

حکایت ۹

الكَذّابُ الأوّلُ: « عِندى بِناءٌ مِن مِائةِ طابِقٍ! الطّابِقُ المِائةٌ فَوقَ السَّحاب!»

الكذّابُ الثّانـى: « هذا أمرٌ بَسيطٌ. عِندى حمارٌ كبيرٌ؛ أرجُلُهُ عَلَي الأرضِ و رأسُهُ فـى‌ السَّحاب! »

الكذّابُ الأوّل: وَ كَيفَ تركَبُ عَلي هذا الحِمار؟»

الكذّابُ الثّانـى: « أذهَبُ فَوقَ سَطحِ بِنائكَ.»

دروغگوي اوّل: ساختماني صد طبقه دارم كه طبقه صدم بالاي ابر است.

دروغگوي دوم: اين چيز ساده اي است . الاغ بزرگي دارم كه پاهايش روز زمين و سرش در ابر است.

دروغگوي اوّل: « و چگونه روي اين الاغ سوار مي شوي؟ »

دروغگوي دوم: « روي بام ساختمانت مي روم.»

حکایت ۱۰

اِلتَقَي رَجُلٌ نحيفٌ بِرَجُلٍ سَمينٍ.

فبادَرَهُ الرَّجُلُ السَّمينُ و قالَ لَهُ ضاحِكاً:

«النّاسُ يقولون فـى‌البلاد مَجاعة.»

فقالَ النَّحيفُ :‌« نَعَم و يقولون إنّكَ سَبَبُ المجاعة.»

مرد لاغري به مرد چاقي برخورد كرد .

مرد چاق پيشدستي كرد و با خنده به او گفت:

« مردم مي گويند در كشور قحطي شده است.»

مرد لاغر گفت: « بله و مي گويند كه تو علّت قحطي هستي.»

حکایت ۱۱

الطفل : هل لک أسنان یا جدّی ؟

   الجدّ : لا ، یا ولدی .

   الطفل : إذن ، اِحتَفِظْ لی بهذه التفّاحة حتی الغدّ

حکایت ۱۲

  سأل المعلمُ التلمیذَ :  اذا کان فی جیبک عشرون دیناراً ضاعت منک عشرةُ دنانیر .فماذا فی جیبک؟

  أجاب التلمیذ : فی جیبی ثقبٌ 

حکایت ۱۳

سألتِ الأُمُّ ولدَها و هی غاضبة : مَن کسر زجاجَ النافذة

أجاب الطفل : القطّة یا أمّاه ، لقد اختفتْ بسرعة عندما غذفتُها بحجرٍ .

سوالات درس به درس تعلیمات اجتماعی کلاس پنجم


ادامه نوشته

 كاربرد رايانه در آموزش ابتدايي

  كاربرد رايانه در آموزش ابتدايي

 

كودك خلاق امروز، معلم و مهندس پر توان فردا خواهد بود، كه با طرح ها و ايده هاي نوين خود مي تواند چرخ هاي مملكت را به حركت درآورد . اهميت آموزش د ر دوران اوليه به حدي محسوس و شايان توجه است كه بازتاب آن در كليه بحث ها و پژوهش هاي علمي و برنامه هاي آموزشي دبستان كاملاً هويداست .
آموزش در دوران كودكي از دو جنبه مورد نظر است : يكي حساسيت و سهولت اثرپذيري كودكان از محيط هاي آموزشي و ديگري دوام اثرات و عمق يادگيري هاي آنها در اين دوران .

 غزالي در اين باره مي گويد: «. هر كاري كه عظيم بود، تخم آن اندر كودكي افكنده باشند »  آموزگاران هم مي توانند، علاقه و شوق خود را نسبت به ارائه اطلاعات در حال رشد كه نياز بچه ها در يك زندگي موفقيت آميز است از طريق بررسي روزمره الگوهاي جديد حفظ كنند . يكي از اين الگوهاي جديد، استفاده از رايانه به عنوان ابزار آموزشي مفيد در مدارس ابتدايي ودیگری جستجوگري در شبكه جهاني به منظور كمك به دانش آموزان ابتدايي ا ست . شايد استفاده از اين فن آوري بتواند كلاس هاي دوران ابتدايي را از شادي و هيجان بيشتري برخوردار كند . رايانه به كودكان اين دوره كمك مي كند تا جزئيات دروس و مطالب كتاب را به خوبي فرا گيرند . آموزش علوم، رياضي و ورزش به وسيله رايانه و همچنين گفتگوهاي رايانه اي و جلسات الكترونيكي مي تواند كمك هاي زيادي به برنامه ريزي درسي و فعاليت هايي ديگر كلاسي داشته باشد .

10 روش مناسب  برای  صرف صبحانه کودکان


ادامه نوشته

  جدول پيشنهادي بودجه بندي كتب پايه پنجم ابتدايي  سال تحصيلي 88-87

   جدول پيشنهادي بودجه بندي كتب پايه پنجم ابتدايي  سال تحصيلي 88-87

 

مواد درسي

   مهر

   آبان

   آذر

    دي

  بهمن

 اسفند

فروردين

ارديبهشت

قرآن

۱۸-۲

35-19

61-36

75-62

95-76

110-96

118-111

126-119

هديه هاي آسمان

23-8

37-24

53-38

67-54

79-68

93-80

99-94

104-100

بخوانيم

24-2

52-25

80-53

99-81

132-100

160-133

168-161

181-169

جغرافيا

9-2

21-10

32-22

45-33

53-46

64-54

69-65

73-70

تاريخ

82-76

93-83

99-94

108-100

116-109

124-117

128-125

135-129

مدني

141-138

147-142

149-148

152-150

155-153

157-156

161-158

164-162

علوم

21-6

41-22

57-42

70-58

83-71

97-84

105-98

112-106

رياضي

21-1

35-22

57-36

74-58

95-75

117-96

126-118

133-127

خدا

خدا

از خدا خواستم تا دردهایم را از من بگیرد خدا گفت نه ! رها کردن کارتوست تو باید از ان دست بکشی .

از خدا خواستم تا شکیباییم بخشد خدا گفت نه ! شکیبایی زاده رنج و سختی است شکیبایی بخشیدنی نیست به دست آوردنی است .

از خدا خواستم تا خوشی و سعادتم بخشد گفت نه ! من به تو نعمت و برکت داده ام حال با توست که سعادت را فرا چنگ اوری .

از خدا خواستم تا از رنج هایم بکاهد خدا گفت نه ! رنج و سختی تو را از دنیا دورتر و به من نزدیکتر می کند .

از خدا خواستم تا روحم را تعالی بخشد خدا گفت نه ! بایسته آن است که تو خود سر برآوری و ببالی اما من تو را هرس خواهم کرد تا سودمند و پر ثمر شوی .

من هر چه را که به گمانم در زندگی لذت می آفرید از خدا خواستم و باز خدا گفت نه ! من به تو زندگی خواهم داد تا تو خود از هر چیز لذتی به کف آری .

از خدا خواستم یاریم دهد تا دیگران را دوست بدارم همانگونه که او مرا دوست دارد و خدا گفت : آه اکنون چیزی خواستی تا من آن را اجابت کنم .

توصيه‌هايي به خانواده‌ها در فصل امتحانات!


ادامه نوشته

مدارس استرالیا

مدارس استرالیا ! ...

یک دانشجو برای ادامه تحصیل و گرفتن دکترا همراه با خانواده اش عازم استرالیا شد. در آنجا پسر کوچکشان را در یک مدرسه استرالیایی ثبت نام کردند تا او هم ادامه تحصیلش را در سیستم آموزش این کشور تجربه کند.

روز اوّل که پسر از مدرسه برگشت، پدر از او پرسید: پسرم تعریف کن ببینم امروز در مدرسه چی یاد گرفتی؟

پسر جواب داد: امروز درباره خطرات سیگار کشیدن به ما گفتند، خانم معلّم برایمان یک کتاب قصّه خواند و یک کاردستی هم درست کردیم.

پدر پرسید: ریاضی و علوم نخواندید؟ پسر گفت: نه

روز دوّم دوباره وقتی پسر از مدرسه برگشت پدر سؤال خودش را تکرار کرد. پسر جواب داد: امروز نصف روز را ورزش کردیم، یاد گرفتیم که چطور اعتماد به نفسمان را از دست ندهیم، و زنگ آخر هم به کتابخانه رفتیم و به ما یاد دادند که از کتاب های آنجا چطور استفاده کنیم.

بعد از چندین روز که پسر می رفت و می آمد و تعریف می کرد، پدر کم کم نگران شد چرا که می دید در مدرسه پسرش وقت کمی در هفته صرف ریاضی، فیزیک، علوم، و چیزهایی که از نظر او درس درست و حسابی بودند می شود. از آنجایی که پدر نگران بود که پسرش در این دروس ضعیف رشد کند به پسرش گفت: پسرم از این به بعد دوشنبه ها مدرسه نرو تا در خانه خودم با تو ریاضی و فیزیک کار کنم.

بنابراین پسر دوشنبه ها مدرسه نمی رفت.دوشنبه اوّل از مدرسه زنگ زدند که چرا پسرتان نیامده. گفتند مریض است.دوشنبه دوّم هم زنگ زدند باز یک بهانه ای آوردند. بعد از مدّتی مدیر مدرسه مشکوک شد و پدر را به مدرسه فراخواند تا با او صحبت کند.وقتی پدر به مدرسه رفت باز سعی کرد بهانه بیاورد امّا مدیر زیر بار نمی رفت.بالاخره به ناچار حقیقت ماجرا را تعریف کرد.گفت که نگران پیشرفت تحصیلی پسرش بوده و از این تعجّب می کند که چرا در مدارس استرالیا اینقدر کم درس درست و حسابی می خوانند.

مدیر پس از شنیدن حرف های پدر کمی سکوت کرد و سپس جواب داد: ما هم ۵۰ سال پیش مثل شما فکر می کردیم.

 

زنگ تفریح

g
و...................


ادامه نوشته

زندگینامه ی پرفسور دکتر محمود حسابی

#############################################################

زنده ياد دكتر محمود حسابي(1371 – 1281) فيزيكدان ايراني، در تهران زاده شد . پدر و مادرش از مردم تفرش بودند. خانوادهء او به كارهاي دولتي و سياسي اشتغال داشتند و آثار خدمات آباداني مانند قنات و مسجد از جد ايشان در تهران موجود است.
محمود چهار ساله بود كه پدربزرگش سفير ايران در عراق شد و همراه خانواده اش به بغداد رفت. پس از دو سال توقف در آن شهر با خانواده به دمشق رفتند و سال بعد به بيروت منتقل شدند. تحصيلات ابتدايي را در هفت سالگي در مدرسه فرانسوي بيروت آغاز كرد و در آن جا با زبان فرانسه آشنا شد. تحصيلات متوسطه خود را در كالج امريكايي بيروت گذراند و در سال 1299 شمسي ايسانس ادبيات و علوم خود را از دانشگاه امريكايي بيروت گرفت. در 19 سالگي درجه*ي مهندسي راه و ساختمان را از دانشكده*ي مهندسي بيروت دريافت كرد و بخشي از برنامه آموزشي پزشكي دانشگاه بيروت را نيز گذراند.
در 1303 پس از اخذ دانشنامه*هاي ستاره*شناسي و نجوم و زيست*شناسي از دانشگاه امريكايي بيروت عازم فرانسه شد. در سال 1304 درجه*ي مهندسي برق را از دانشكده*ي برق ( اكول سوپريور دو الكتريسيته) و در 1305 مدرك تحصيلات معدن مدرسه*ي عالي معدن پاريس را دريافت كرد. تحصيلات رسمي دكتر حسابي در سال 1306 با اخذ درجه*ي دكتراي فيزيك از دانشگاه سوربن فرانسه خاتمه يافت.
او در مدت تحصيل خود زبان هاي عربي، انگليسي، فرانسه و آلماني را آموخته بود به طوري كه مي توانست از نوشته هاي علمي و فني آن*ها به خوبي استفاده كند . در ضمن تحصيل رسمي در چند رشته ورزشي از جمله شنا موفقيت*هايي كسب كرد.

بازگشت به ايران

دكتر حسابي در سال 1306 به ايران بازگشت و در وزارت فوايد عامه (وزارت راه و ترابري) به عنوان مهندس راه*سازي به استخدام دولت درآمد. يك سال بعد مدرسه*ي مهندسي وزارت به كوشش او تأسيس شد و بخشي از تدوين نظام*نامه آن را خود به عهده گرفت. در همين سال نقشه*ي ساختماني راه ساحلي سراسري ميان بندرهاي خليج فارس، از بوشهر تا بندر لنگه را تهيه كرد.
در سال 1307 به سبب افزايش مدرسه*هاي متوسطه و احتياج به معلم براي تدريس در آن*ها ، دارالمعلمين عالي را تأسيس شد . دكتر حسابي در قسمت علمي اين مؤسسه در رشته*ي فيزيك و شيمي به تدريس فيزيك پرداخت. دارالمعلمين عالي در سال 1321 به دانش*سرا تغيير نام يافت و دكتر حسابي همچنان به تدريس در آن مؤسسه تربيتي مشغول بود.
در سال 1313 دانشگاه تهران را با همكاري جمعي از فرهنگ*پروران تأسيس كرد و دانشكده فني را بنيان نهاد و مدت دو سال رياست دانشكده*ي فني و تدريس در آن را برعهده داشت. پس از مدتي دانشكده علوم دانشگاه تهران را بنيان نهاد. رياست اين دانشكده از 1321 تا 1327 و از 1330 تا 1336 به عهده ايشان بود. از آغاز كار دانشكده علوم تدريس بعضي از درس*هاي فيزيك را عهده*دار بود تا آن كه شاگرداني كه خود تربيت كرده بود به مقام استادي رسيدند و ايشان فقط به تدريس اپتيك پرداختند.

قواعد بخش پذیری


ادامه نوشته

قانون بخش پذیری بر 7 :

چه اعدادی بر 7 بخش پذیرند ؟ چه اعدادی بر 13 بخش پذیرند ؟ چه اعدادی بر 17 بخش پذیرند ؟ امروزه با استفاده از ماشین حساب ها ، دانستن قوانین بخش پذیری بر اعداد ، کمتر احساس نیاز می شود . اما یاد گیری این قوانین می تواند افق جدیدی را درباره ی ویژگی های اعداد طبیعی پیش روی ما باز کند .

با احتمال زیاد ، شما قوانین بخش پذیری بر اعداد اول را نمی دانید . در ادامه ما تعدادی از از این قوانین را بین می کنیم که روشی دیگر برای یافتن قوانین را به شما آموزش می دهد .

ادامه نوشته

سوالات تیزهوشان لو رفت!


ادامه نوشته

تست جالب کور رنگی

شاید باورتان نشود ولی از هر ۱۰ نفر، ۱ نفر دارای کور رنگی سبز-قرمز می باشد.

 برای فهمیدن اینکه آیا شما هم دارای چنین مشکلی هستید یا خیر،

سعی کنید اعداد نوشته شده در دایره های زیر را بخوانید. در بر خی از این دایره ها هم چیزی نوشته نشده است!

             

            

        

 

 

این هم نتایج. در تمامی دایره ها عددی نوشته شده است که افراد دارای دید سالم آنرا می بینند.

 

Normal Color Vision

افراد دارای دید سالم

Red-Green Color Blind

افراد دارای کور رنگی

  Left

چپ

Right

راست

  Left

چپ

Right

راست

Top

بالا

25 29 Top

بالا

25 Spots

نقطه

Middle

وسط

45 56 Middle

وسط

Spots

نقطه

56
Bottom

پایین

6 8 Bottom

پایین

Spots

نقطه

Spots

نقطه

 

 

 خوب حالا بگید که تو این دایره پایینیه چه عددی نوشته شده ؟

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
افراد  سالم عدد 5 رو می بینند در حالی افراد دارای کوررنگی  عدد 2 را می بینند
 
 
ادامه دهید ۱۲مارپیچ۴۲۲۶۷۳۱۶۷۴۵۶۷۴۱۵۳۵۲۹۸
 

ریاضی آبان کلاس پنجم ابتدایی


ادامه نوشته

ریاضی تست


ادامه نوشته

محیط ومساحت وفرمول بدست آوردن قطر وپاره خط


ادامه نوشته

دانلود نمونه سوال

عدد      12050059   را با حروف بنویسید.

 

.................................................................................................................................................

دانلود نمونه سوال

سوالات ریاضی پایه چهارم


ادامه نوشته